آرزوهای بزرگ !

- گاهی دلم تنگ می شود. برای روزهای تیله بازی درباغ سرهنگ ، برای برف بازی با حسین کوشکی تو بن بست تیموری ، برای فوتبال تو زمین بازی پارک فدک ، برای دوچرخه سواری با مجید تو کوچه های نارمک ...

 

 

 

- گاهی دلم تنگ می شود. برای بهشت زهرا رفتن ها با خانوم جون و بعدش حضرت عبدالعظیم ، برای خرید کردن از میدان فوزیه ، برای اتوبوسهای دوزاری تهران نو ...

 

 

- گاهی دلم تنگ می شود . برای سوار شدن به قطار تهران – مشهد در آخرین لحظه های گریه و التماس به بابا ، برای خیابان خواجه ربیع و باغ راه آهن مشهد ، برای حرم رفتن از مسیر چهار راه شهدا ، برای صحن کهنه و سقاخونه و کفترای امام رضا"ع"...

 

 

- گاهی دلم تنگ می شود . برای راهپیمایی در خیابان شاهرضا ، برای بالا گرفتن عکس امام و دکتر مصدق ، برای خرید کتابهای دکتر شریعتی با آرم حسینیه ارشاد و "لا"ی معروفش ، برای حسین وارث آدم ..

 

 

- گاهی دلم تنگ می شود. برای شعارهای کودکانه در مدرسه : صمد معلم ماست – راه صمد راه ماست ، برای سرودهای اول انقلاب : ۱۷ شهرور روز ننگ تو – ۱۷شهرور افتخار ما ، برای روزنامه دیواری توی مدرسه راهنمایی : توحید ، برای کار تشکیلاتی علیه مدیر ساواکی در کتابخانه ، برای کانون پرورش فکری کودکان ونوجوانان ، برای کلاسهای آقای بنایی در مسجد امام جعفر صادق"ع"...

 

 

-گاهی دلم تنگ می شود . برای انجمن اسلامی دبیرستان دانشگاه ملی ، برای کتک خوردن از مجاهدین خلق ، برای نماز جماعت چند نفره تو حیاط دبیرستان ، برای کوهنوردی دسته جمعی و صحبتهای مربی پرورشی ...

 

 

- گاهی دلم تنگ می شود . برای خطبه های آیت الله طالقانی ، برای صدای آرامش بخش سید علی خامنه ای ، برای چادر وحدت جلوی دانشگاه ، برای مجموعه فرهنگی  چند ساعته پیش از نماز جمعه ، برای عروة الوثقی ، برای امید انقلاب ، برای پاسدار اسلام ،برای بساط بیانیه های سازمان مجاهدین انقلاب ،  برای دعاهای کمیل چند ده هزار نفری ،برای گریه کردن ، برای آب  ...

 

 

- گاهی دلم تنگ می شود . برای شهید بهشتی ، برای بهزاد نبوی ، برای مهندس میر حسین موسوی ، برای کیهان فرهنگی ، برای حسن منتظر قائم ، برای عصرسوره های حوزه اندیشه و هنر اسلامی ، برای محسن نفر و حسام الدین سراج ، برای قیصر ، برای حسینی ، برای عبدالملکیان ، برای سرشار ، برای بخش تئاتر ، برای تاجبخش فناییان ، برای کشن فلاح ، برای تالار مولوی و سالن چهار سو ...

 

 

- گاهی دلم تنگ می شود . برای دانشکده ، برای انجمن ، برای جهاد دانشگاهی ، برای دفتر تحکیم ، برای مناظره ، برای سیاست ، برای بیانیه ها ، برای مسجد دانشگاه تهران ...

 

 

- گاهی دلم تنگ می شود . برای امام ، برای جنگ فقر و غنا ، برای مجموعه شش جلدی  الحیات ، برای اسلام ناب محمدی ، برای کیهان ، برای مهدی نصیری ، برای مقالات و سر مقاله های رحیم پور ازغدی ، برای سرویس اندیشه ها ، برای سرویس ادب و هنر ، برای محمود اسعدی و یوسفعلی میر شکاک و خسرو جردی و پرویز عباسی  داکانی و برای شعر و دود سیگار و قصه های کوتاه و طرحهای محسن نوری نجفی ...

 

 

-  گاهی دلم تنگ می شود . برای دوچرخه سواری ، برای آواز خوانی ، برای خطاطی ، برای نوشتن ، برای سرودن ؛ از بودن و سرودن ، برای خانوم جون ، برای عمه خانوم ، برای گعده های بزرگ خانوادگی ، برای فال حافظ ، برای شب یلدا ، برای انارهای ترک خورده ، برای پسته های خندان ، برای هندوانه های سرخ ...

 

 

- گاهی دلم تنگ می شود . برای عشقهای بچگی ، برای بچگیهای عشق ، برای باران ، برای پاییز ، برای نماز شب ، برای جبهه ، برای گردان تخریب ، برای آتش ، برای شهادت ، برای آسمان ، برای ستاره ، برای بزرگیهای عشق ، برای عشقهای بزرگ ...

 

 

- گاهی دلم تنگ می شود . برای خدا ...

 

 

- گاهی دلم تنگ می شود : برای خودم ...

 

***

 

پ . ن اول  : دو سه خاطره برادر خوبم "حمید داوود آبادی" در وبلاگ خاطرات جبهه چند روز است که مرا برده است به کوچه پس کوچه های گذشته . این خاطرات را از دست ندهید . مخصوصا آن را که مربوط به شهید بهشتی و مظلومیتها و سعه صدر  اوست  . از  وقتی این خاطره را خواندم همه اش به یاد مظلومیتهای مضاعف  دکتر احمدی نژاد می افتم .

 

 

پ . ن دوم : دانلود مجانی کلیات مفاتیح الجنان برای گوشیهای تلفن همراه با کیفیت و خط خوب و نصب بسیار آسان . دست بچه های بسیجی برای این کارشان درد نکند . حتما دانلود کنید .

 

/ 20 نظر / 118 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ح.ش

بقیه از قسمت اول: حاج تقي ! مي‌داني كيهان براي نزديك به 15 سال سابقه‌ي كار من چه‌قدر داد؟ در حكم وزارت كار حدود 3ميليون تومان بود كه موقع پرداخت [و با كسر بدهي‌هاي موهوم]،حدود يك ميليون و700 هزار تومان دادند. اعتراض‌ام را به‌درگاه خدا بردم و هيچي به‌اين از خدا بي‌خبران نگفتم... نوشتي دل‌ات براي رفتن به بهشت زهرا تنگ شده؛ جمعه پيش [صبح زود]، و روبه‌روي محل دعاي ندبه، از خدا خواستم تا جواب اين ناملايمات را به مسبب اصلي آن بدهد. تقي جان! با آن‌كه دل‌ام شكسته،اما هنوز چند نفري را در كيهان دوست‌ات دارم؛ اولين نفر آن آدم‌هاي معدود، «تو»هستي... راستي! من دنبال عدالت اجتماعي هستم، آن‌هم شديد... براي «تقي» و خنده‌هاي‌اش دل‌ام تنگ شده[هر چند كه آن‌روزها،از نزديك با هم گپ نزديم و نخنديدي] اين «يادگار دوست» شهرام ناظري،تقديم تو كه نمي‌شناختم‌ات... http://www.empithree.com/n/nazeri/yadegaredoost

مهدی

دلم تنگ است ، تنگ تنگ برای دل چه دل تنگم برای « من » دلم تنگ است سلام برادر خوبم دلم تنگ بود و تنگ تر هم شد ...

باران

سلام نوشته های من تو نظر پايينی چيکار ميکنه

باران

به روزم با سوگ دل منتظر حضورتون هستم التماس دعا . يا حق .

تهانی

يا رفيق! گاهی دلم برای خودم تنگ می شود/ دائم برای تو که جز اينم عزيز نيست...(محمد علی بهمنی) يا علی مددی!

گريبان فطرت

سلام و عرض ادب من هم گاهی دلم تنگ ميشود... برای بعضی شان که تجربه داشته ام.... و آنها را که تجربه نکرده ام هم خاطراتشان و آرزوی بودن در زمان وقوعشان مرا با خود می برد ... ما بی وفا شده ايم ... بخشش از بزرگان است ...

ح.ش

تقی جان! نمی‌دانم چرا هروقت می‌آيم اين‌جاَ آرام می‌شوم؟ البته آن قالب قبلی وبلاگ‌ات،بیش‌تر آرام‌ام می‌کرد. دوست‌‌ات دارم، آن‌هم وحشتناك! عزت «مرد»،به عشق است و رفاقت،نه‌ «ريال» هر که اين هـــر 2 ندارد بــرود رو به زوال روزگاري شده که علم و هنر ، يعني کشک در عوض بي‌هنري،خيره‌سر ي،حسن و کمال مال مردم‌خـوري و ُحقــه و مـکـر و زد و بند موجد مال و منال است و سپس جاه و جلال

تک تیر انداز

طرح اعتراض وبلاگ نویسان ایرانی به چاپ کتاب آیات شیطانی توسط انتشارات رومانیایی http://vjihad.parsiblog.com/359299.htm

مهدی

نارمک خاطرات کودکی من هم آنجا شکل گرفته می اندیشم چقدر مسخره بود اگر قرار بود خاطرات کودکيم در بين ديوارهای سيمانی اکباتان ( جايی که اکنون در آن می زيم ) رقم بخورد آفتاب درخشان کوچه های نارمک کجا و هميشه سايه معابر اکباتان کجا و تو مرا پا به پای خود به خاطرات کودکيم بردی به همان روزهای به يادماندنی نارمک ممنون